قهرمان ميرزا عين السلطنه

3592

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خيابانها گردش مىكنند و مىگويند يا مرگ يا استقلال . تمام به الفاظ مىگذرد . قوهء دفاعيه همه تحليل رفته . داشناكسيون پسرهاى گلستان ارمنى و شيخ مرتضى بهشتى در ميان بازار موزر انداختند دو نفر رعيت خوتانى بيچاره كشته شد . غياث نظام كه رئيس نظميه است خودش داشناكسيون است و به اين واسطه با حضرات همراهى دارد ، يا فى الواقع نمىتواند جلوگيرى كند . حاكم هم مىترسد . گفته‌اند تأمينىهاى روس را مىكشيم . مجد الاسلام و جمعى ديگر دو سه روز است از قعر اطاق اندرون بيرون نمىآيند . كاروانسرا و خانه بسيار اجاره كردند . اغلب خانه‌هاى خود را اجاره داده و به خانهء ديگر نقل و تحويل نمودند . باطنا صاحبان كاروانسرا و خانه‌ها و كسبهء قزوين خوشحال هستند . حاجى محمد تقى بنكدار از مفاد مرقومهء آقاى عماد السلطنه و حاجى آقا چنان مستفاد مىشد كه مجلس مىخواهد قدرى مردم خسته شوند آن‌وقت قبول شرايط را بكند و بالاخره قبول خواهند كرد . چاره ندارند . اين حاج محمد تقى بنكدار چقدر پول از بانك انگليس گرفت و آش و پلو داد تا مملكت را به باد داد . از قرار معلوم شب قريب پانزده نفر با نردبان به خانه‌اش وارد شده و مقتولش نموده‌اند ، به سزاى كردار خود رسيد . كشتن علاء الدوله علاء الدوله را در ميان خيابان لاله‌زار چند قدمى بالاتر از خانهء خودش كشته‌اند . آمده بيرون درشكه حاضر نبوده پياده سربالا قدم مىزند نزديك كوچهء حاجى باقر سه نفر به مشار اليه حمله آورده و به دو تير از پا مىافتد . حضرات بختيارى كه جنازهء او را حمل حضرت عبد العظيم مىكنند ديگر خيال مراجعت نداشتند تا جماعتى رفته و آنها را مراجعت مىدهند . ديشب رفعت السلطان مىگفت جمعى از طلاب را علما گفتند ختم « عما يجيب المضطر » بگيرند . درست همان حكايت شاه سلطان حسين و نخود آش لا إله الا اللّه است .